الشيخ محمد الصادقي الطهراني
105
ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)
و از طرفى هم آيات پيشين هرگز دلالتى بر انحصار دورانهاى آفرينش به اين چهار دوران ندارد ، و چنان مينمايد كه از سه مرحلهء آفرينش ( زمين 1 - آسمان 2 - طبقات آسمان 3 ) تنها دو مرحله : 1 - زمين 2 - طبقات آسمان ، موردنظر بوده و از آفرينش گاز نخستين آسمانى سخنى بميان نيامده است . با اين بيان توجيه گذشتهء مفسران يكسره نقش بر آب شده ، و هر خوانندهاى تصديق مىكند كه در اين بيان هيچگونه تحميل و توجيهى بر خلاف ظاهر قرآن مرتكب نشده ، و با توجه به رويهمرفته آيات مورد بحث با روشنترين وجه مشكل ما حل مىشود . سوم : ضمير جمع در فَقَضاهُنَّ محتمل است تنها به « سماء » ( باعتبار آينده كه به هفت بخش تقسيم گشته ) برگردد ، يعنى گاز آسمانى را پس از آفرينش زمين و تكميل آن ، به هفت بخش تقسيم فرمود . و نيز محتمل است بهر دوى زمين و آسمان مربوط باشد ، و گواه بر صحت اين وجه اينست كه : زمين و آسمان هر دو مورد خطاب تكوينى و ارادهء مجدد إلهى قرار گرفتند : فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً به زمين و آسمان فرمود بيائيد . . . پس آنها را بهفت آسمان تقسيم كرد - يعنى هم مادهء زمينى و هم گاز آسمانى را بچهرهء هفت آسمان آورد - چه آنكه اين زمينها نيز همگى در جوّ پهناور آسمانى جاى دارند ، و بسيار دور است كه پس از عموم اراده نسبت به زمين و آسمان ، تنها آسمان مورد تأثير واقع گشته ، و بهفت بخش تقسيم شود - ولى زمين به همان حالت نخستين برجاى مانده باشد - زيرا در اينصورت خطاب الهى در مورد زمين عبث و ارادهاش بىفائده و بدون اثر خواهد ماند . اشكال : اگر ضمير جمع شامل زمين نيز بشود بمقتضاى فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ لازم آيد كه زمين نيز در زمرهء آسمانها قرار گيرد ، در صورتى كه زمين در مقابل آسمان است .